خواندن این کتاب چه کمکی می کند؟
خیلی اوقات در مواجه با سختی ها و ناملایمات زندگی امیدمان را از دست میدهیم، همه چیز برایمان پوچ و بی معنا میشود و نمیدانیم چهطور از دل این تاریکی خودمان را بیرون بکشیم. خواندن داستان کسایی که راهشان را از دل مصائب و مشکلات پیدا کردند به ما یادآوری می کند که ما در تجربه رنجها و از دستدادنها تنها نیستیم و به ما برای ادامه دادن امید و انگیزه میدهد. به خصوص زندگی کسی مانند ویکتور فرانکل که در اردوگاه های کار اجباری نازیها تا آستانه مرگ پیش رفت، عمیق ترین رنجها و فقدانها را لمس کرد، و با وجود همه این مصیبتها راهی برای بازگشت و ادامه زندگی پیدا کرد و سعی کرد معنایی برای زندگیش پیدا کند.
فرانکل -عصب شناس، روانپزشک و بنیان گذار معنادرمانی- را بیشتر ما با کتاب انسان در جست و جوی معنا میشناسیم. او در خلال جنگ جهانی دوم، سه سال رو در اردوگاه کار اجباری آشویتس، داخائو و اردوگاه های دیگر سپری کرد. چیزی که او را زنده نگه داشت امید دیدار دوباره عزیزانش بود. اما به محض آزادی متوجه شد پدر، مادر و همسر باردارش همگی در اردوگاه کشته شدند. این کتاب مجموعه سخنرانی های فرانکل، ۱۱ ماه پس از آزادی از اردوگاه کار اجباری نازیهاست.
فرانکل معتقد بود به جای اینکه به دنبال خوشبختی و شادی باشیم میتوانیم به دنبال معنایی باشیم که زندگی پیش رویمان قرار میدهد. از نظر او ما به سه روش میتوانیم به زندگیمان معنا ببخشیم:
- از طریق به انجام رساندن یک کار، کنش، خلق یک اثر؛ چیزی که پس از ما هم باقی بماند و تاثیرش دوام داشته باشد.
- از طریق تجربه چیزی مثل هنر، طبیعت یا عشق ورزیدن به دیگران. در واقع تجربه کردن زیبایی و عواطف و احساسات می تواند به زندگی ما معنا دهد.
- با نحوه واکنشمان نسبت به مشکلات، مصائب و رنجها. در واقع نحوه مواجهه ما با مشکلات نشان میدهد “چه کسی هستیم”.
فرانکل بعد از آزادی از اردوگاه، معنادرمانی را پایه گذاری کرد و سعی کرد به دیگران نیز کمک کند تا از مصائب و سختیها گذر کنند و به زندگیشان معنا ببخشند.